تلاشی برای درک جنسیت


آزاده گلم،
عیدت مبارک! عیدی که مرا غافلگیر کرد. مثل زمستان بسیار زود رسید و اندکی مرا دلتنگ خانه کرد، اما مثل بهار خیلی زود رفت. هم زمان با عید رخصتی من هم بود و در این مدت کتابی خواندم در مورد جنسیت و تفاوت ها بین زنان و مردان و اینکه تا چه اندازه ای این تفاوت ها طبیعی و تا چه اندازه ساخته جوامع و مردم است. در امریکا در سی سال اخیر تغییر قابل توجه ای در دیدگاه مردم نسبت به زنان به وجود آمده. مشاغلی که قبلا مخصوص مردان دانسته می شدند، مثلا نجاری و درس دادن ریاضی و ساینس به حد تحصیلات عالی، حالا برای هر دو جنسیت مناسب شمرده می شوند. روابط کاری زنان و مردان نزدیک تر به مساویانه بودن شده است و برخلاف سی سال پیش معاش زنان و مردان هم رتبه مساوی است. اما در امریکا هم بسیاری از مسائل زنان و ذهنیت و تعریف از جنسیت یک مسئله حل ناشده است و توقعات مردم از زنان و مردان متفاوت و نابرابر است.
افغانستان، از لحاظ قانونی، برای تمام مردم، زنان و مردان و اقوام مختلف، حقوق مساوی قایل شده اما ما از مساوات بسیار دورتر استیم و یکی از دلایل اصلی که ما دارای مشکل جنسیت در این حد استیم کمبود درک میان زنان و مردان است. نبودن امکانات برای روابط بی آلایش و مساویانه باعث شده است که زنان و مردان هم دیگر را به خوبی نشناسند. معمولا در سطح شهر ها، این فاصله را می توان بهتر احساس کرد. در قریه جات افغانستان، زنان و مردان، حداقل در زمان های دور صلح، با هم روی زمین ها کار می کردند و در مناطقی که زیاد کوهستانی نیست مالداری می کردند. بار اقتصادی خانواده تا حدی بالای شانه زنان نیز می بود چون آنها ساختن قالین و قالینچه های فرمایشی و یا گلیم، و خرید و فروش تخم و لبنیات را به عهده داشتند و سهم گیری در اقتصاد خانواده باعث افزایش مشارکت و تصمیم گیری توسط زنان می شد و مردان زنان را به عنوان همکار و شاید شریک خود می شناختند. در مکاتب و در ملا خانه ها دخترکان با پسران یک جا درس می خواندند و در زمین ها یک جا کار می کنند. در سطح شهر ها وضع متفاوت است. در دفاتر دولتی معاش زنان و مردان مساوی است، اما روابط آنها نی. مکاتب دخترانه و پسرانه جداگانه است. بعد از فراغت از مکتب، دختران زیادی، مانند قریه جات، در خانه ها می مانند و روابط شان با بیرون قطع می شود و تعدادی از دختران که به تحصیل ادامه می دهند نیز به خاطر فشار های کلتوری امکانات به وجود آوردن روابط بی آلایش و مساویانه با جنس مخالف را ندارند. در دفاتر، سرک ها و حتی مراکز آموزشی، تحقیر زنان، سواستفاده و آزار جنسی و فکاهی های توهین آمیز به زنان جز اتفاقات روزانه و عادت است، اما هیچ کدام اینها مختص به افغانستان نیست و در امریکا هم زنان با این مشکلات روبرو می شوند البته در اینجا زنان از حمایت بیشتر قانون و امنیت برخوردار استند. در تمام دفاتر، در مکاتب و در مراکز تحصیلات عالی فاصله بزرگی بین زنان و مردان وجود دارد. تعدادی کمی از جوانان افغان با کسانی از جنس مخالف خود روابط آشکار رفاقت و یا دوستی دارند و بنابراین فرصتی کمی برای گفتگو، آمیزش و شناخت وجود دارد.
دختر عزیزم، مشکلات زنان و مردان در تمام دنیا از آنجا سرچشمه می گیرد که زنان و مردان هم دیگر را درست نمی شناسند و هر کدام در مورد هم دیگر افکاری و خیالاتی دارند که باعث اعمالی ناعدالتی در برابر دیگری می شود. مثلا، مردان زیادی فکر می کنند که زنان علاقمندی و یا توانایی چندانی در ریاضی و یا ورزش ندارند و این گاهی باعث می شود که آنها میدان بازی را در اختیار زنان نگذارند و این گونه ناعدالتی ها در برابر مردان هم صورت می گیرد اما چون اکثریت زنان از لحاظ فزیکی کوچک تر استند کمتر خود را قادر به اداره بعضی امور می دانند بنابراین، امکان نقض شدن حق یک مرد کمتر است. در این مواقع هر دو طرف به دنبال یک دیگر را ملامت می کنند و گناه جنایات بزرگ را به گردن هم می اندازند. در حالیکه دلیل تمام بدبختی های زنان مردان نیستند و زنان هم یگانه مرجع مشکلات مردان نیستند. اشتباه بزرگ تعریف ما و توقعات ما از جنس مخالف است. بنابراین، ضروری است که برای حل مشکلات نابرابری جنسیتی زنان و مردان از کودکی، از دوران مکتب با هم دیگر در تماس باشند و هم دیگر را بشناسند و برای رسیدن به این هدف در افغانستان نیازمند یک برنامه درازمدت و تدریجی استیم که باعث به وجود آمدن تصادم بیش از حد میان رسم و رواج ها و این روش تازه نگردد. دختر گلم، نتیجه گیری و نصیحت من این است که در روابطت همیشه به طرف مقابل اول به عنوان یک انسان نگاه کنی و بکوش آنها را بشناسی و قبل از آن براساس جنسیت شان در مورد شان نتیجه گیری نکنی. عزیزم، در صورت برخورد به یک مشکل با کسی از جنس مخالف، جنسیت آنها را مقصر مدان و کمی فکر کن تا به ریشه مشکل برسی. بی شک بسیار ساده است که بگوییم که فلانی مقصر است چون مرد است و یا زن است اما این درست نیست باید هم شخص طرف مقابل را شناخت و هم درک درستی از موضوع و اوضاع داشت. و یک قدم برای شناخت هم دیگر این است که هفته بین المللی دوستی را که هفته قبل بود، به هم دیگر تبریک بگوییم و امیدوار باشیم که انسانها روزی آنقدر هم دیگر را خواهند شناخت و احترام خواهند کرد که دیگر ضرورتی به روز بین المللی مبارزه علیه خشونت علیه زنان، که اتفاقا هفته قبل بود، نباشد.

سی نوامبر 2009

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s