خواب


خواب دیدم یک اسپ دارم که حتی یک پارچه گوشت روی تنش نمانده است. استخوان هایش رنگ قهوه ای تیره استند و چنان معلوم می شوند که گویا به اجبار کنار هم گذاشته شده اند. اسپم به آهسته گی از جایش می خیزد و با قدم های شکسته و پر سروصدا از من دور می شود. حس می کنم تنها ترین انسان روی زمین استم. مگر اسپی، که جز استخوان چیزی نیست، تا حالا جای تنهایی را در گوشه دلم پر کرده بود؟
از خواب بیدار می شوم. هنوز نه شب است. باز هم تب دارم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”خواب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s