با هم

تقریبا هشتاد و پنج فیصد زنان افغان با خشونت خانواده گی روبرو استند. هفتاد و پنج فیصد دختران افغان قبل از سن شانزده سالگی مورد ازدواج قرار می گیرند. از هر ده دختر افغان، فقط یکی از لیسه فارغ می شود. هر دو ساعت یک مادر جان خود را به سبب مشکلات ناشی از حاملگی و یا ولادت از دست می دهد. این ها حقایقی تلخی اند که تا زمانی که مردان و زنان با هم کار نکنند، تغییر نخواهند کرد. چیزی که من همیشه می شنوم این است که زنان باید حق خود را بگیرند. حق داده نمی شود. درست، اما در این پروسه ما به صدای مردانی نیاز داریم که با ما بایستند و از هویت انسانی ما دفاع کنند. در این پروسه ما به زنانی نیاز داریم که احساس قدرت کنند، حس کنند که اداره زندگی شان به دست خودشان است و دیگر بازیچه ای برای مردان نیستند. برای ایجاد این حس قدرت در زنان و آن حس حمایت در مردان ما باید به صورت درازمدت روی طرز فکر جامعه ما کار کنیم. ما باید از مکاتب، مراکز آموزشی، مطبوعات، وبسایت ها، فیس بوک و هر منبع دیگری که امکان دارد طرز فکر انسانی را ترویج کنیم و یک، یک نفر زنان را توانمند کنیم و مردان را حامیان زنان مبارز.