به کودکان خود چی می آموزیم؟

براساس گزارش وزارت معارف از سال ۱۳۸۶، ۸۵٪ شاگردان دختر در افغانستان مکتب ابتداییه را به پایان می رسانند، اما ۵٪ آنها مکتب متوسطه را به پایان می رسانند. اینکه این آمار دقیق اند یا نه قابل تامل است، اما این حقیقت دارد که تعداد دخترانی که از مکتب لیسه فارغ می شوند هنوز هم اندک است. براساس گزارش وزارت معارف ریشه های اصلی این مشکل ازدواج قبل از وقت، فقر، ناامنی، و کمبود معلمین و مکاتب دخترانه اند. همهء این مشکلات بدون شک در پایین بودن سطح تحصیل دختران نقش دارند، اما محیط، شیوه و مواد درسی هم روی علاقمندی دختران به تحصیل و ایجاد آگاهی در مورد ارزش آن تاثیر دارد. موجودیت زنان در کتاب های مکتب برای اینکه دختران نسبت به مکاتب شان احساس تعلق کنند، ارزش آموزش را درک کنند و الگو های موفق داشته باشند ضروری است. علاوه بر آن انعکاس دادن فعالیت های زنان در کتاب ها باعث می شود که مشارکت زنان در اجتماع در میان نسل نو به عنوان یک اصل عادی پذیرفته شود.

اکثریت کتاب های مکتب در افغانستان زنان را نادیده می گیرد و یا به شیوه های متعصبانه از آنها یاد می کند. مثلا در کتاب های زبان دری برای صنوف پنج و شش اکثرا در مقالات و نقاشی ها در مورد مکتب و یا صنف درسی زنان وجود ندارند و از زنان فقط به عنوان مادران و یا خواهران یاد می شود. شخصیت های اکثریت همه نقاشی ها، عکس ها، مقالات در مورد شخصیت های تاریخی، حکایات و قصه ها تنها مردان استند. یگانه زمانی که از زنان یاد می شود در رابطه به مردان خانوادهء شان و یا در محیط خانهء شان است.

مقالهء «سپورت و ورزش» در کتاب دری صنف پنجم با نقاشی ای همراه است که هفت پسر را در حال دویدن نشان می دهد. در همه مقالات، قصه ها و رسامی های مرتبط به ورزش تنها شخصیت های پسر نشان داده شده اند. علاوه بر آن، با وجود اینکه تقریبا پنجاه در صد کار های زراعتی را زنان انجام می دهند، براساس کتاب های دری صنف پنجم و ششم دهقانی هم مختص به مردان است. همه پولیس ها، کلال ها، سازندگان، داکتران، و کارگرانی که در این کتاب ها از آنها یاد شده اند مردان استند. تقریبا همه کار هایی که بیرون از خانه انجام می شوند در کتاب های دری به مردان سپرده شده اند و زنان به عنوان مادران و یا قالی بافان در چهار دیوار خانه های شان مقید شده اند. علاوه بر آن اکثر نوشته های به چاپ رسیده در این کتاب ها توسط مردان نوشته شده اند و نام نویسنده های معاصر و یا کلاسیک زن به ندرت به نظر می رسید. با وجود اینکه این کتاب های ادبیات ادیسون یا انیشتین یا ابن سینا را معرفی می کنند، از رابعه بلخی، مخفی بدخشی، پروین پژواک، خالده فروغ، نادیا انجمن، حمیرا قادری، پروین اعتصامی و دیگر شاعران زن اصلا یادی نشده است. یگانه زمانی که در این کتاب ها نقاشی یک زن دیده می شود در مقاله ای در مورد مادران است و یگانه عکسی که از یک زن در تقریبا سه صد صفحه دیده می شود از یک معلم زن.

معرفی کردن زنان و کار های ادبی شان و سهم دادن زنان در عرصه های متفاوت اجتماع زریعه عکس ها و نقاشی ها در کتاب های مکتب باعث خواهد شد که دخترانی که می آموزند بیشتر علاقمند به پایان رساندن تحصیلات خود شوند چون از اهمیت تحصیل خود و کارآمدن بودن آن آگاه تر خواهند شد، آرزو های بزرگتر خواهند داشت و خواهند توانست خود را به عنوان یک زن موفق تصور کنند. علاوه بر آن، به تصویر کشیدن فعالیت ها و دستاورد های زنان در گذشته و در زمان حاضر و تدریس آن به کودکان باعث می شود که فعالیت اجتماعی زنان قابل قبول تر گردد و تاریخ زنان در افغانستان به وسیله کتاب های درسی ثبت شود و جزیی از حافظه تاریخی مردم گردد. کتاب های مکتب خصوصا دارای اهمیت استند چون توسط تعدادی زیادی از اعضای نسل نو، دختر و پسر، خوانده می شوند و می توانند باعث به وجود آمدن تغییر در دیدگاه مردم به صورت درازمدت و نهادین گردد. علاوه بر آن، موجودیت زنان در کتاب های درسی باعث می شوند دختران دانش آموز به آنها به عنوان الگو ها و نشانه های موفقیت ببینند و بیاموزند که تحصیلات می تواند آنها را برای کار در عرصه های متفاوت آماده بسازد. برای ایجاد تغییر در آمار و ارقامی که نشاندهنده کم بودن تعداد فارغین دختر از مکاتب است ضروری است که ما با استفاده از کتاب ها مکاتب را جایی مفیدتر برای آنان بسازیم و به دختران و پسران خود در مورد تاثیرات تحصیل زنان بیاموزانیم و زنان الگو و موفق را که با استفاده از تحصیل توانسته اند دستاورد داشته باشند معرفی کنیم.

این مقاله قبل از این در هفته نامهء «راه مدنیت» به نشر رسیده بود.

از موفقیت های اعتراضات مدنی بر علیه کشتار دسته جمعی هزاره ها، خصوصا از مشارکت فعال زنان، بسیار خوشحالم. این اعتراضات برای همه فعالینی که می کوشند برای ساختن افغانستانی برابر و آزاد کار کنند، نویدبخشند. قوت فراوان برایتان آرزو دارم.

نظام سرمایه داری ادعا دارد که برای همه فرصت برابر است و اگر کسی موفق (پولدار) نشد مسوول خودش است، اما اگر فقط به امریکا توجه کنیم می بینیم که از اول سرمایه مساویانه تقسیم نشده. یکی در آغاز سرمایه داری برده بود و دیگری صاحب و فقط صاحب می توانست سرمایه گذاری کند، کارگر به کار بگیرد، فابریکه بسازد، به صورت بین المللی تولیدات خود را بفروشد. نظام سرمایه داری که سیستم معارف را هم در پنجال های خود دارد باعث می شود اکثر اطفال فقیر و سیاه پوست هرگز فرصت آموزش برتر و کار بهتر را نداشته باشند. سیستم سرمایه داری باعث شده است که 1% امریکا اکثریت پول این مملکت را زیر قبضه خود داشته باشد. سیستم سرمایه داری باعث شده است که 25 سرمایه دار امریکایی توانایی این را داشته باشند که مشکلات فقر را در سراسر دنیا حل کنند، اما این کار را نکنند چون کارگر ارزان و زمین مفت می خواهند. سیستم سرمایه داری باعث شده زمین از لحاظ کیفیت محیط زیست به مراتب تقلیل یابد. همین سیستم باعث شده که کارگر های ارزان در سومالیا و اندونیزیا روزانه 12 ساعت کار کنند، روز 1 دالر معاش بگیرند، و از هیچ نوع بیمهء صحی برخوردار نباشند تا یک جهان اولی بتواند آیفون بخرد. همین سیستم باعث شده است که کارگران در چین به خاطر کارکردن برای آپل، کار شاقه، ساعت های کاری زیاد، معاش کم، فقر، مریضی و غیره مشکلات سالها به صد ها تن خودکشی کنند اما مورد توجه قرار نگیرند چون نفوس چین زیاد است. همین سیستم سرمایه داری باعث شده که بیشتر از دو میلیون نفر، که شصت در صد آنها را سیاه پوستان تشکیل می دهند، در امریکا زندانی باشند تا دولت بتواند از کار آنها با حداقل معاش استفاده کند و یا آنها را به عنوان کارگر های ارزان به والمارت بفرستد. همین سیستم باعث شده است اعلانات همه زندگی ما را تشکیل بدهند تا اینکه همه روز مانند یک ماشین دور از انسانهای دیگر کار کنیم و در آخر روز باز هم برویم پول خود را کوکاکولا بخریم. ممالکی مثل افغانستان نیاز ندارند اشتباهات ممالکی چون امریکا را تکرار کنند. باید از آن ها بیاموزیم.

خصومت، شرم، غیرت وغیره ارزش های تخیلی

از خواب برخاستم. پیامی از مادرم،عظیمه، را در ایمیلم یافتم. مادرم می نویسد. این بار رویدادی را که در همین اواخر شاهدش بوده نوشته است و امید دارد شما بخوانید و با دیگران در موردش حرف بزنید.

قربانی شدن یک دختر به خصومت های فامیلی

عایشه با فامیل خود در یکی از قریه های جوزجان زنده گی می کرد. در آن قریه، خانهء کاکایش هم بود. یکی از شب ها به خانه کاکایش رفته بود. خانم کاکایش که از اول خصومت داشته با فامیل عایشه، این شرایط را به پسر خود آماده ساخته که به عایشه تجاوز کند. عایشه نامزاد هم دارد. شب پسر خود را به جان دختر روان می کند. دختر بسیار شرمندوک و هیچ از این گپ ها آگاهی ندارد. بسیار وارخطا میشود. باز هم به حق او ظلم شده، کار تمام می شود. مادر پسر برای دختر لباس های خود را می دهد. لباس های او را میشوید. و بعضی کارهای ثقیل را بالای او می کند. بیا برای من خمیر کند. دختر تندور می کند. به خاطریکه او طفل نکند. بعدا پس لباس های او را به تنش کرده او را به خانه خودش روان می کند. مادر عایشه می گوید دخترم لباسهایت نم دارد. عایشه میگوید مادر جان کمی تر شده است. پدر و مادر بسیار به علاقمندی برای عایشه جهیز تیار می کند و اقتصادشان هم خوب نیست. پدر عایشه دهقان است سر زمین های مردم کار می کند. شش ماه بعد عایشه را عروسی می کنند. او به خانه شوهرش می رود. اما باکره نیست. فامیل شوهرش که دو لک و پنجاه هزار افغانی به عایشه قلین داده بود، یک لک و سی هزار آن را دوباره می خواهد. اما پدر عایشه به بسیار مشکل قرضدار کرده خود را به او میدهد. پدرش هم تا چند روز از شرم از خانه بر آمده نمیتواند. روز عایشه بسیار بد در فامیل شوهر به مثل یک نفر اضافی و یا یک نوکر خانه برایش رفتار می کنند.