زنان افغانستان در سال ۱۳۹۱

سال ۱۳۹۱ برای زنان افغانستان سال مبارزه بود. با گزارشات افزایش خشونت ها علیه زنان، قتل بیش از پنجاه و پنج زن در مناطق مختلف کشور، خصوصا قتل ناجیه صدیقی، حنیفه صافی، شکیلا، انیسه و نجیبه، زنان و مردان برابری خواه به صورت گسترده ای به دادخواهی پرداختند. قتل نجیبه در پروان باعث برگزاری راه پیمایی در کابل و پروان گردید و قتل شکیلا باعث اعتراضات در کابل و بامیان شد. قتل ناجیه صدیقی و حنیفه صافی، از فعالین حقوق زنان در افغانستان، باعث شد نهاد های اجتماعی با استفاده از رسانه های داخلی و جهانی خواستار توجه بیشتر به امنیت برای زنان گردند. علاوه بر آن، افزایش سهمگیری رسانه ها در مبارزه با مشکلات زنان باعث شد تا گفتگویی گسترده و سراسری در این زمینه در مملکت ایجاد گردد. کمپاین اطلاع رسانی رسانه ها برای مبارزه با تجاوز یک مثال این نوع فعالیت بود. سال ۱۳۹۱ برای زنان افغانستان دشوار و کشنده اما در عین حال امیدوار کننده بود. در این نوشته به بعضی از بزرگترین چالش ها و دستاورد های زنان در جریان سال گذشته می پردازم.

چالش ها:

در جریان سال گذشته، قتل ناموسی در افغانستان افزایش بی سابقه ای داشت. در ماه میزان، کمیسیون مستقل حقوق بشر اعلام کرد که تنها در شش ماه اول سال، بیش از۶۰ زن به قتل رسانده شدند و قاتلین اغلب اعضای خانواده‌ی قربانیان بودند. این قتل ها در طول سال ادامه داشتند. در آخرین هفته‌ی سال، دختری در بدخشان به دلیل این که به کسی وعده‌ی ازدواج داده بود توسط پدر و برادرش زنده به گور شد. علاوه بر آن در ۱۳۹۱، رسانه ها تعداد زیادی از قضایای تجاوز را مورد پوشش قرار دادند. در ماه میزان، تعداد این تجاوزات به بیشتر از ۳۰ می رسید.

کاهش مشارکت زنان در رسانه ها یکی دیگر از دغدغه های زنان در جریان سال گذشته بود. دیده بان رسانه های آزاد افغانستان، نی، در ماه قوس اعلام کرد که حضور زنان در رسانه های کشور ده در صد کاهش یافته است. یکی از مهمترین دلایل این کاهش، عدم موجودیت امنیت برای زنان فعال است. تعدادی از زنانی که در رسانه ها مشغول به کار بودند با قتل خبرنگاران و هنرپیشه های زن دست از فعالیت کشیدند.

با وجود این که شبکه‌ء زنان افغان و دیگر موسسات به صورت مکرر خواهش افزایش تعداد زنان در حکومت شده اند و حتی درخواست نموده اند حداقل ۳۰ در صد کابینه مشتکل از زنان باشد، هنوز هم تعداد زنان در کابینه‌ی افغانستان از سه تن افزایش نیافته است. این نشانه ای است از مختص شدن قدرت سیاسی به مردان در مملکت.

در جریان سال گذشته حنیفه صافی و ناجیه صدیقی، سرپرستان امور زنان در ولایت لغمان، بنفشه، هنرپیشه‌ی زن و انیسه، کارمند کمپاین پولیو، از جمله زنان فعالی بودند که به قتل رسیدند. تعدادی زیادی از فعالین هم با تهدید روبرو شدند. این اخطار ها به مهاجر شدن سحر پرنیان، یک هنرپیشه‌ی دیگر، انجامید. قتل این زنان بدون شک باعث کاهش حضور زنان در اجتماع و ایجاد وحشت بیشتر می گردد.

عدم تطبیق قانون منع خشونت علیه زنان، مانند سال های قبل از آن، در سال ۱۳۹۱ هم مشکل بزرگی در راه زنان افغانستان بود. با وجود اینکه بیشتر از چهار سال از توشیح این قانون توسط رییس جمهور می گذرد، در اکثر قضایای خشونت و تبعیض علیه زنان و در اکثر محاکم نادیده گرفته می شود. این مشکل نشانه ای است از عدم دسترسی زنان به سیستم قضایی. زنان در سراسر مملکت با مراجعه کردن به محاکم با دشواری های زیادی، از جمله آزار و اذیت و سواستفاده جنسی، قرار می گیرند. قضیه‌ی دیوه که می خواست از طلاق بگیرد اما توسط قاضی مورد آزار قرار گرفت و یا بتول مرادی که وقتی برای بدست آوردن حقش به قانون مراجعه کرد و توسط سیستم قضایی متهم به خشونت علیه مردان گردید و از او تقاضای رشوت گردید، مثال هایی از تبعیض آشکار علیه زنان در سیستم قضایی است. علاوه بر آن، کم بودن تعداد قضات و وکلای زن هم به این مشکل می افزاید.

دستاورد ها:

با وجود موانع و مشکلات فراوانی که زنان افغانستان با آنها روبرو اند، ۱۳۹۱ سالی مملو از فعالیت و دستاورد برای زنان بود.

در جریان سال ۱۳۹۱ برای اولین بار، در یک ولسوالی افغانستان تعداد دختران در مکاتب بیشتر از پسران بود. ولسوالی پنجاب در بامیان ۹۶۰۰ تن دانش آموز دختر و ۷۸۰۰ شاگرد پسر داشت.

در عرصه دولتداری زنان دستاورد داشتند. سایره شکیب سادات به عنوان اولین ولسوال زن در ولسوالی آقچه در ولایت جوزجان به کار آغاز کرد. عادله راز به عنوان معاون اول رییس جمهور افغانستان انتخاب شد.

زنان در عرصه ورزش دستاورد های فوق العاده داشتند. تهمینه کوهستانی به خاطر شرکت در المپیک در سراسر جهان مورد تقدیر قرار گرفت، صدف رحیمی، یک بوکسر زن، شهرت جهانی یافت، و دختران فوتبالیست افغانستان چندین بار موفق به وطن برگشتند. یکی از بزرگترین موفقیت های شان پیروزی در مسابقات جام قهرماني جنوب آسيا بر تيم فوتبال دختران پاكستان بود.

در جریان سال گذشته فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی زنان و مردان مدافع برابری جنسیتی چشمگیر بود. مهم تر این است که این فعالیت ها در رسانه ها انعکاس یافتند و مختص به کابل نبودند. در کابل، در روز جهانی زن، جمعی از زنان بیش از یک هزار گل را میان زنان، از جمله زنان کارگر توزیع کردند. علاوه بر آن، کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان در همکاری با چند نهاد دیگر جلسه ای بزرگزار کردند که در آن صد ها تن شرکت کردند. در جریان این برنامه با سکوت از زنان مبارزی که در ده سال گذشته به قتل رسیده اند یادبود صورت گرفت. برای مبارزه با خشونت علیه زنان در کابل امضا جمع آوری شد. در همبستگی با کمپیاین جهانی «یک میلیارد انسان به پا می خیزند» زنان و مردان در کابل راه پیمایی نمودند. این کمپاین در ۲۰۷ کشور فعالیت داشت. در آخرین هفته سال ۱۳۹۱ زنان از مرکز هنر های معاصر افغانستان در کابل یک نمایشگاه نقاشی را تدوین کردند که در آن زندگی و افکار زنان انعکاس یافته بود.

در هرات نخستین جشنواره‌ی بین المللی فیلم زنان باعث تقدیر از کار های فیلم سازان زن گردید. علاوه بر آن، زنان هراتی یک سینمای خانه گی را برای زنان ایجاد کردند. هم چنان، از روز جهانی همبستگی زنان جهان در تالار دوهزار نفری مولانا جلال الدین محمد بلخی در هرات تجلیل شد و در این مجلس محبوبه جمشیدی، رییس امور زنان، اعلام کرد که خشونت علیه زنان در سال گذشته در هرات ۲۵ در صد کاهش یافته است و بر اساس گفته های والی هرات ۶۰ در صد داوطلبین کانکور در سال گذشته زنان بودند.

در گنبدگِ بامیان یک مسابقه اسکی برای زنان تدوین شد که بیش از دو صد تماشاچی داشت. در مصاحبه ای جواد کیا، یک خبرنگار در بامیان، گفت که اکثر تماشاچیانِ این مسابقه زنان بودند و یک بانوی جوان بامیانی، زهرا، مقام اول را از میان نُه اشتراک کننده از خود کرد. در بامیان و کابل زنان در تظاهرات بر علیه کشتار هزاره ها شرکت کردند. علاوه بر آن، زنان و مردان آزادی خواه در کابل و بامیان چندین بار، برای عدالت خواهی برای شکیلا، زنی که در خانه‌ی یک نماینده‌ی مردم، به قتل رسید به سرک ها آمدند و فعالین و مردم در غزنی در مقابل دُره زدن طاهره، یک دختر جوان، اعتراض کردند و خواستار پی گیری و پایان بخشیدن به محاکم صحرایی شدند. علاوه بر آن، در ماه دلو زنان در بامیان برای اعتراض به تجاوزات گروهی به زنان دست به تظاهرات زدند.

در جلال آباد، ننگرهار شاگردان زن در دانشگاه در مقابل آزار دهنده گان در خیابان ها ایستادگی کردند.

در کابل، پروان و هرات زنان و مردان مدافع برابری جنسیتی در واکنش به قتل نجیبه که توسط طالبان تیرباران گردید راه پیمایی کردند.

در ولایت غور در ماه جدی زنان در یک اعتصاب عمومی اشتراک چشم گیر داشتند. مظاهره کننده گان خواهان انرژی برق و آباد شدن شاهراه مرکزی کشور شدند. سهم گیری زنان در این اعتراضات نشانه ای است از اهمیت یافتن صدای زنان در تصامیم اجتماعی.

در بدخشان، در ماه دلو یک نشست برای ریشه یابی و انسجام فعالیت ها علیه خشونت های جنسیتی برگزار گردید.

در ماه حمل سال گذشته، زنان در کندز به عدم تطبیق این قانون اعتراض کردند. شاید بزرگترین دستاورد در راه مبارزه برای برابری جنسیتی در افغانستان در سال گذشته افزایش پوشش رسانه ای مشکلات زنان باشد.

در سالی که گذشت رسانه ها به صورت گسترده ای به مشکلات زنان پرداختند. خبرنگاران برنامه اطلاع رسانی علیه تجاوز را به راه انداختند. بی بی سی در کار تحقیقی بی سابقه آمار و ارقام مهم در مورد زندگی زنان افغانستان را در اختیار مردم قرار داد و رسانه ها در پی گیری و پوشش اعتراضات زنان و مردان برابری خواه نقش عمده داشتند.

سال ۱۳۹۱ برای زنان افغانستان سالی پر از فراز و نشیب بود، اما در کُل در جریان سال گذشته همبستگی میان زنان و نهاد های برابری خواهانه افزایش یافت. با سبب پوشش رسانه ای فعالیت های زنان بدون شک آگاهی عمومی در عرصه حقوق زنان هم باید بیشتر شده باشد و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی زنان در جریان سال گذشته، خوشبختانه بیشتر از آن بودند که بتوانیم در این مقاله بگنجانیم. برای اینکه زنان و مردان برابری خواه از تجربیات ۱۳۹۱ بیاموزند ضروری است که به صورت دقیق و عمیق تر اتفاقاتی سال گذشته را مرور کنیم و مورد گفتگو قرار دهیم و این نوشته می تواند آغازی برای این گفتگو ها باشد تا سال آینده مقاوم تر و همصدا تر به مبارزه‌ی خویش ادامه دهیم.

این نوشته برای اولین بار در وبسایت «راه مدنیت» به نشر رسیده بود.

برای تجلیل از روز زن به خود احترام کنیم.

اجتماعاتی که ارزش های مردسالارانه در آنها حاکم اند، راه های زیادی را برای تقویت و مواظبت از آن ارزش ها به وجود می آورند. یکی از موثر ترین شیوه های اثبات برتری و مختص سازی قدرت به مردان و زنان ضد زن در این اجتماعات خورد کردن اعتماد به نفس و احترام به خود در زنان است. در افغانستان نیز، مثل اکثریت ممالک دیگر دنیا، در طول تاریخ به زنان و دختران آموزش داده شده است که نسبت به زنانه گی شان احساس تنفر کنند و خود را بر اساس معیار هایی که توسط جامعه ای مرد سالار و مرد پرور ساخته شده اند، تعریف کنند. به همین دلیل اکثر زنانی که با غرور در مورد زنانه گی و زن بودن می نویسند و یا در این عرصه کار می کنند و می کوشند هویت زن را دوباره تعریف کنند، نه تنها از جانب مردان محافظه کار و افراطی بلکه حتی توسط بعضی زنان دیگر هم مورد تمسخر، تهدید، بی احترامی و حتی خشونت قرار می گیرند.

دلیل اصلی این واکنش ها این است که با عادت ها و تبعیض ها به زنان و دختران می آموزیم که خود را ضعیف، درجه دوم، کم عقل، غیر منطقی، ناکارآمد و یا احساساتی بدانند و بنابراین نسبت به اینکه زنی حقش را برابر با یک مرد بداند حساسیت نشان دهند. یک دلیل دیگر این رفتار ها این است که احترام و زندگی اجتماعی زنان در جوامعی مانند افغانستان به شدت آسیب پذیر تر از مردان است. ما باید این طرز فکر که «هیچ چیز برای مردان عیب نیست» بزرگ شده ایم و متوجه شده ایم که تا حدی در جوامع مردسالارانه این ادعا حقیقت دارد. شخصیت اجتماعی مردان نسبت به زنان تقریبا آسیب ناپذیرست و تعریف جامعه از «بد» و «عیب» به شدت جنسیتی. مثلا آزار و اذیت یک زن در میان شهر عیب نیست، اما اگر زنی بلند بخندد، عیب است و یا تماشای فیلم های غیر اخلاقی که از انسانها به عنوان آلات جنسی استفاده می کنند برای مردان در پایگاه های انترنتی شهر عیب نیست، اما کار کردن یک زن در تلویزیون عیب شمرده می شود. تعریف ما از عیب توسط اجتماع ما شکل می گیرد وگرنه به صورت طبیعی «عیب» وجود ندارد. بنابراین بعضی زنان برای اینکه توسط اجتماع شان طرد نشوند، با صدا های عدالت خواهانه زنان دیگر و یا حتی با کار های انقلابی و متفاوت هر چند کوچکِ زنان دیگر مخالفت می کنند، حتی اگر در دل با آنها موافق باشند. اما این تلاش برای پذیرفته شدن توسط اجتماعی مرد محور خود نشانه ای از عدم اعتماد به نفس و احترام به خود است که انسان را متکی به تایید شدن از سوی کسی دیگر می سازد.

به همین دلیل ما زنان برای اینکه مورد قبول مردان واقع شویم خود را کمتر می دانیم و به خود بی احترامی می کنیم و حقیقتی تلخ تر این است که اجتماع این بی احترامی زنان نسبت به خودشان را مورد ستایش قرار می دهد.

یکی از نشانه های این بی احترامی تحمل و بردباری در مقابل ستم است. متاسفانه این واقعیت تلخ وجود دارد که ایستاده گی در مقابل بعضی جبر ها می تواند باعث ایجاد خطرات بزرگ برای زنان شود و بنابراین نمی توان از همه توقع داشت که این خطرات را بپذیرند، اما بعضی اوقات ما بی عدالتی هایی را که می توانیم مورد نقد قرار دهیم را هم نادیده می گیرم. مثلا اکثر زنان در مقابل آزار و اذیت در خیابان ها و محلات عمومی خاموشی می گزینند و یکی از دلایل این سکوت این است که در ناخودآگاه خود به این باور غلط رسیده ایم که این آزار ها جزیی از رفتار طبیعی از سوی اجتماع است و نه تنها عیب نه، بلکه به جا هم هستند. بنابراین خود و یا زنان دیگر را به خاطر موجودیت این مشکل ملامت می کنیم. یک مثال دیگر بردباری در مقابل خشونت یا تبعیض در خانواده هاست. مثلا اگر برادر ما تصمیم بگیرد که نمی خواهد ما بیرون برویم یا در محفل عروسی یکی از دوستان یا در برنامه ای فرهنگی شرکت کنیم، ما بدون مخالفت این اجبار را می پذیریم چون به خود به عنوان یک انسان مستقل، که بتواند خودش تصامیم شخصی خود را بگیرد، باور نداریم. امکان دارد از واکنش به سرپیچی خود هم هراس داشته باشیم، اما دلیل اصلی این که خاموشی می گزینیم این است که به جانب مقابل در بی احترامی به خود ما حق می دهیم. البته مبارزه کردن با نابرابری ها سخت است و خطرات خود را دارد، اما برای اینکه ما به خود احترام کنیم و دیگران به حقوق ما، باید در قدم اول بیاموزیم که خود را به عنوان انسانی مستقل ارج بگذاریم چون امکان دارد یک تعداد انسان های خوب بدون درخواست ما به حق ما احترام کنند و ما را برابر پندارند، اما اکثریت از کم بودن فرصت ها برای ما و عدم اهمیت حقوق ما استفاده می برند و از مزایایی، که از این سبب به دست می آورند، لذت می برند.

مثال دیگری از بی احترامی به خود نحوه‌ی مهرورزی ما زنان است. چه در روابط زناشویی و یا در مهرورزی به نزدیکان و دوستان مان، ما زنان به صورت افراطی از خود گذر هستیم و عشق را در از خودگذری یک جانبه می دانیم. دلیل اصلی این طرز فکر هم این است که دیگران ما را برای از خودگذری ما تمجید می کنند. گذشت در روابط انسانی و عاطفی باید دوطرفه باشد. از خودگذری در نفس خود خصلت بدی نیست، بلکه می تواند نتایج مثبت داشته باشد، اما زمانی که در روابط اجتماعی و خانواده گی زنان همیشه نقش انسان از خود گذر را ایفا کند و این نوع مهرورزی دو جانبه نباشد، زن به صورت داوطلبانه اولیت ها، ارزش ها، آرزو ها و اهداف خود را قربانی دیگران می کند. هر دو عادت،  خودگذری کامل و افراطی زنان، خصوصا مادران، و بردباری و تحمل در مقابل تبعیض و بی احترامی، در زنان مورد تمجید قرار می گیرند. زن خوب کسی است که همه چیز را تحمل کند و همیشه دیگران، خصوصا نزدیکان مرد، خود را نسبت به خود اولویت بدهد. با احترام کردن به خود، ما زنان می توانیم این تعریف مردسالارانه از زنانه گی را تغییر دهیم و این در درازمدت دستاورد بزرگی برای ما خواهد بود و باعث خواهد شد زیر بار ارزش های مردسالارانه‌ی اجتماع نشکنیم. بنابراین حتی اگر برای روز زن هیچ برنامه ای نداریم، حداقل باید به خود تذکر بدهیم که احترام به خود را تمرین کنیم.