آموزگاری از سرپل

چند وقت پیش به سخنرانی داکتر محمد یعقوب واحدی در مورد بابریان، که توسط بنیاد فرهنگی آغا خان برگزار شده بود، رفتم و خیلی آموختم. بزرگترین درس، اما، شاید این بود که ایشان با وجود اینکه بسیار پیر و ضعیف شده اند از سرپل به کابل آمدند تا دانسته های خود را با دیگران در میان بگذارند و رفتار بسیار فروتن، بی ادعا و بی الایش داشتند. به دوستانی که به سرپل رفت و آمد دارند پیشنهاد می کنم از کتابخانهء «علی شیر نوایی» که استاد واحدی ایجاد کرده اند دیدار کنند.

P1030194

June 5, 2013

تسلیم نمی شویم!

امشب، در میمنه، جایی در نزدیکی ما عروسیست و صدای موسیقی زنده‌ی محلی به گوش می رسد. شادمانیم از این که طالبان و اخوان الشیاطین نتوانستند سکوت را نهادینه بسازند و عشق به شادی و موسیقی را از دل انسان ها بشویند اندازه ندارد. تعداد هنرمندان و آوازخوان هایی که در کندز، تخار، فاریاب، و حتی بدخشان و جوزجان به خاطر شادمان ساختن دیگران در جریان چهل سال گذشته کشته شده اند را نمی توان حساب کرد و کتاب های شعر، کست های موسیقی، تیپ ها، و سی دی هایی که شکسته شدند یا دَر داده شدند بی شمار اند، اما هنوز این مردم با امید و خوشبینی می خوانند، می رقصند، کف می زنند، شعر می سرایند، ترانه می سازند و زندگی می کنند. این شاید فقط یکی از نشانه های تسلیم ناپذیری و مقاومت مردم افغانستان و روح انسان ها باشد. این استقامت درس بزرگیست برای همه‌ی ما تا بیاموزیم که در مقابل تحجر، استبداد، وحشت و عقب گرایی سر خم نکنیم. به یاد داشته باشیم که عدالت را فراموش نکنیم، و به خاطر آرامشی دوروزه و ناپایدار، آزادی ها و کرامت انسانی زن و مرد این مملکت را معامله نکنیم چون «آب ما و این مردم رهسپار یک جو نیست.» این مملکت اگر به این تحجر گرایان و افراطیان تعلق دارد، به ما، انسانهایی که شادمانی، آزادی، آبادی و برابری می خواهند، نیز تعلق دارد و ما نباید به سادگی از حق شکل دادن آینده‌ی آن دست بشوییم.

روز مادر- دو

امروز از مادرم دورم و دیروز با مادران فاریابی، که اکثر شان نمی دانستند جمعه روز مادرست، بودم. مادران میمنه هنوز حملهء انتحاری عید قربان را به خاطر دارند و روزانه ترسِ از دست دادن کودکان شان را در دل دارند. همه روز این شعر غم انگیز ابوطالب مظفری را، که خطاب به مادروطن نوشته شده و بدون شک حال مادران ما را هم حکایت می کند، پیش خود می خواندم.

« ای ماه، ما پلنگ شدیم و تو سوختی/ ما صاحب تفنگ شدیم و تو سوختی»

روز مادر- یک

برای روز مادر این گزارش را بخوانید چون زنان، از جمله مادران با این مشکلات روبرو اند.

«91% زنان کابلی که در این تصمیم سهم گرفتند گفتند که از رد شدن از کنار سگی که عو عو می کند و یا یک گروه مردان ناشناس تفنگدار، به اندازهء رد شدن از کنار گروهی از پسران نوجوان وحشت دارند. 98 فیصد گفتند احتمال اینکه توسط یک گروه پسران نوجوان مورد آزار لفظی قرار بگیرند موجود است و 91% به این باور بودند که آزار فزیکی هم امکان دارد. «

حالا فکر کنید که نسل آیندهء ما این آمار و ارقام را بخوانند در مورد نسل ما چه فکر خواهند کرد که ما چقدر وحشی و پر از تناقض هستیم که مردان ما در روز مادر در فیس بوک شعار می نویسند و همان مردان و نوجوانان در سرک ها به بدن مادران و دختران این مملکت دست می زنند و یا آنها را مورد اذیت لفظی قرار می دهند. سخت روسیاهیم در برابر آیندهگان خویش.

http://www.af.boell.org/downloads/120521_HBS_advocacy_paper.pdf