زنان کتابخوان برده نمی شوند.

زنانی که کتاب می خوانند خطرناکند چون آنها با استفاده از کتاب می توانند دنیایی بهتر را تصور کنند و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند. زنانی که کتاب می خوانند سر شان را در مقابل ظلم و استبداد خم نمی کنند چون به خود و توانایی های خود به عنوان زنان باور دارند. کتاب «دختران رابعه» را می توانید به زودی از زنانی که کتاب می خوانند خطرناکند چون آنها با استفاده از کتاب می توانند دنیایی بهتر را تصور کنند و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند. زنانی که کتاب می خوانند سر شان را در مقابل ظلم و استبداد خم نمی کنند چون به خود و توانایی های خود به عنوان زنان باور دارند.
بنابراین… کتاب «دختران رابعه»را، که من و بتول مرادی ویراستاری کرده ایم و مجموعه ای از نوشته های زنان می باشد، می توانید به زودی از انتشارات امیری واقع جوی شیر در کابل به دست آرید.انتشارات امیری واقع جوی شیر در کابل به دست آرید. صفحۀ فیس بوک این کتاب: www.facebook.com/freewomenwriters

شریک شیطان

کسی نوشته زنانی که چادر نمی پوشند، شریک شیطانند.

مردانی که بچه بازی می کنند و یا به دختران ۲ ساله تجاوز می کنند چه؟ آیا آنها شریک فرشته ها اند؟ من گاهی ندیده ام شما مردان با غیرت و به اصطلاح مسلمان چیزی در مورد آنها بگویید. همه دو دسته چسپیده اید به چادر من. اگر ایمان تان آنقدر ضعیف است که با چادر ما زنان خراب می شود، تف به این ایمان تان! معلوم است که نه انسانید نه مسلمان.

جملات بالا فقط خطاب به مردانی نوشته اند که شهوت چشمان شان را بسته و فکر شان آنقدر مردار است که تمام وسعت فکری شان به چادر زنان تقلیل یافته. مردانی که چنین نیستند، حالت دفاعی به خود نگیرند.

دختران رابعه

در افغانستان، جایی که صدای انتحار مردانی که خشونت را بهتر از مهرورزی فرا گرفته اند بلند تر از صدای قلم به گوش می رسد، نوشتن هنوز مهمترین وسیله مبارزه با تحجر، تبعیض، و بی عدالتیست. از رابعه، که در قرن چهارم به خاطر شعر و عشق کشته شد، تا نادیا انجمن، که در قرن بیست و یکم، تاریخ دوستی زنان با قلم در افغانستان روایت کشتار ها و خاموش شدن ها بوده. آنها توانستند با نشتر زدن رگان رابعه، با نشانه گرفتن قلب ذکیه ذکی، و دریدن تن شکیبا سانگه آماج شاید صدا های دیگر را برای چند لحظه ای خاموش کنند، اما نوشته های این زنان تا ابد در ذهن دختران این سرزمین محفوظ خواهند ماند. به همین دلیل در این صفحه زنان افغانستان با اتکا به قلم و کلمات به افکار و آرزو های خود جان می دهند و می نویسند تا زنان و دختران دیگر نیرو بگیرند، از صدای تفنگ ها و درد تازیانه ها و سنگ ها نلرزند و سر در مقابل استبداد خم نکنند. در بازار کتابی که در آن زنان افغانستان از زنانه گی و حق خود سخن گویند اندک است، اما اینجا زنان بی باک و بی پرده می نویسند. زنان قلم بر می دارند به پاس شعر های رابعه که از تاریخ حذف شدند و صدای هزاران زن دیگر که قبل از بلند شدن خفه گردیدند.

این نوشته ها را اهدا می کنیم به زنانی که برای برابری رزمیدند و تا مرگ نیاسودند.

نسخۀ چاپی این نوشته ها را می توانید از انتشارات امیری که در جوی شیر، جاده آسمایی، کابل موقعیت دارد به دست آرید.

اگر می خواهید یکی از نوشته های تان در جلد دوم این کتاب نشر گردد، با استفاده از این صفحه به ما پیام بفرستید.

https://www.facebook.com/freewomenwriters