ناموس


جامعه ای که در آن به جای نام زن از کلمات «سیاسر،» «ضعیفه،» «مال،» «کوچ» و «ناموس» استفاده می کند هر روزه به ما گوشزد می کند که ما مال خود ما، انسانی برای خود ما، هویتی مستقل نیستیم بلکه متعلق به شوهر، پدر و برادر ایم. علاوه بر آن، روزانه به ما می گویند که ما باید احترام شویم چون زن، مادر یا خواهر مردی هستیم. زن فقط خواهر، مادر و همسر نیست. زنان حتی اگر مادر نباشند هم قابل احترامند و انسان اند. انسانیت زن متکی به مادر بودن و مادر شدن او نیست، بلکه او به عنوان یک انسان مستقل باید شناخته شود و مورد احترام قرار گیرد. زن برای خود هویت مستقل و انسانی دارد که وابسته به همبستری، شیر دادن به و یا مواظبت از یک مرد نیست. 
دلسرد کننده است که باید در قرن بیست و یکم در مورد این موضوع نوشت. چرا زنان ناموس کسی نیستند؟ وقتی از کلمۀ ناموس استفاده می کنیم، منظور ما این است که این زن خواهر، همسر و یا مادر کسی است و او برای موجودیت متکی به یک مرد است. این جملات به این معنا اند که ما به شخصیت زن به عنوان یک انسان مستقل، انسانیت او و هویت او احترام نداریم بلکه فقط به دلیل روابطش به یک مرد او را انسان می پذیریم. یعنی زن بودن او برای انسان بودنش کافی نیست، او باید خواهر، زن و یا مادر یک مرد باشد که انسان شمرده شود. این طرز فکر غیرانسانیست. وقتی می گوییم زنی ناموس کسی است، انسانیت و استقلال فردی او را زیر پا می گذاریم و بالای او مُهر ملکیت یک مرد را می زنیم. به همین دلیل است که هیچ گاهی کسی نمی گوید که یک مرد ناموس کسیست چون در این جامعه مرد به خاطر این که مرد است و انسان است پذیرفته می شود، نه به خاطر پیوندش به یک زن. حقیقت این که کلمۀ ناموس را فقط در رابطه به زنان استفاده می کنیم نشانه ای از این است که به زنان به عنوان انسان های برابر نه، بلکه به عنوان وسیله ها و اموال مردان و مرتبط به مردان می نگریم. زن ناموسی کسی نیست. زن کسی است. 
مردم اکثرا می گویند که زنان بعد از ازدواج مال شوهران شان می شوند. ازدواج باید راهی برای همراهی، همدلی و حمایت از همدگر باشد نه حس مالکیت بر یک دیگر. هیچ انسانی به انسان دیگری تعلق ندارد. اگر «ناموس» خواندن زنان از روی محبت باشد، خوب است این محبت را دوطرفه بسازیم و مردان را نیز چنین خطاب کنیم. اما حقیقت این است که «ناموس» برچسپِ ملکیت است، نه محبت و ما، زنان، مال کسی نیستم. هر کس حق دارد مسیر زندگیش را خودش تعیین کند. خصوصا در افغانستانی که اکثریت ازدواج ها بر زنان تحمیل می شوند، گفتن اینکه زن مال شوهرش است نقض هویت او به عنوان یک انسان و حقوق او به عنوان یک زن است. چوکی، میز، زمین، و دیگر اشیا مال اند. زن انسان است- نه جنس- که ملکیت او را گاهی شوهر و گاهی برادر و پدر داشته باشد. زمان آن فرارسیده که به زن به عنوان یک انسان نگریست نه به عنوان جنس، ناموس، سیاه سر، ضعیفه، ناقص و یا جنس دوم. همه انسانیم و تعصب در عصر آگاهی نشانه ای از عقب ماندگیست.

زن ناموس كسى نيست. زن مال كسى نيست. زن انسان هست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s